log

علوم انسانی و ISI در ایران

موسسه اطلاعات علمی (Information Institute for Scientific) که به اختصار ISI نامیده میشود دارای یک بانک اطلاعاتی است که مجلات معتبر عملی جهان را فهرست میکند٬ شماره مجالات ISI ثابت نیست. یک مجله ممکن است در یک زمان از مجلات ISI محسوب شود اما بدلیل کاهش بار عملی ٬ بعداً از لیست مجلات ISI کنار گذاشته شود. در حال حاضر بیش از ۱۶۰۰۰ مجله در لیست ISI قرار دارند. هر ساله ۲۰۰۰ مجله جدید مورد ارزیابی قرار میگیرد و حدود ده درصد آنها به لیست ISI اضافه میشوند...

اما یک سوال :

چرا در حوزه علوم انسانی با وجود تفاوت های بنیادین باید سیستم علمی کشور وابسته به ISI باشد ؟

مشخصا سیستم ISI یک سیستم غربی است ، به این معنی که پس از درخواست یک نویسنده جهت چاپ مقاله اش در مجلات ISI ، مقاله او از سوی این سیستم مورد ارزیابی قرار گرفته چنانچه با معیارهای آن سازگاری داشته باشد مقاله به چاپ خواهد رسید.

نکته قابل تامل این است که علوم انسانی در جامعه ما مبتنی بر آموزه های اسلام است حال آنکه علوم انسانی در غرب متاثر از تعالیم اومانیستی ، مادیگرایی و ... است لذا چنانچه بر اساس آموزه های سعادت بخش اسلام یک پژوهشگر مقاله ای در حوزه علوم انسانی ارائه نماید چند درصد احتمال میرود مقاله او به چاپ رسد ؟ با توجه به این مساله پژوهشگران حوزه علوم انسانی در جامعه با توجه به وابستگی شدید جامعه علمی کشور به سیستم ISI مجبور خواهد بود تا برای احراز مدارک کارشناسی ارشد و دکتری مقالاتی با شاخصه های غربی ارایه نماید ، که خوب معلوم است چنین مقاله ای چقدر اصالت ایرانی اسلامی خواهد داشت ؟

سوال اساسی اینجاست با توجه به انتقاد بزرگانی همچون شخص مقام عظمی ولایت حضرت امام خامنه ای از چنین وابستگی ( که لینک متن سخنرانی ایشان در ذیل قرار دارد ) :

http://rcirib.ir/viewnews.asp?id=2359

چرا گزینش هیئات علمی دانشگاه ها و جذب اساتید در حوزه علوم انسانی همچنان مبتنی بر ارائه مقالات در سیستم ISI در بعد سنجش علمی میباشد ؟

پ. ن : آیا سیستم ISI حاضر است کتاب های فلسفی بزرگانی چون شهید مطهری را (به عنوان مثال) در سطح بین الملل به چاپ برساند یا نه ؟

  
نویسنده : سعید ; ساعت ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٥ بهمن ۱۳۸۸


با دو مطلب کاملا متفاوت

١- در باغ شهادت باز باز است .

شهادت استاد فرزانه دانشگاه تهران ، شهید مسعود علی محمدی رو به خانواده محترمش مقام عظمی ولایت و عموم ملت شهید پرور ایران تبریک و تسلیت عرض میکنم .

وقتی سال 2006 دکتر محمود احمدی نژاد به ریاست جمهوری رسید ایران اوضای آرومی داشت و تازه بعضی از همین کسانی که الآن مدعی تقلب میباشند روند بر سر کار اومدن ایشون رو روندی کاملا دموکراتیک ارزیابی کردند . اما چه اتفاق مهمی افتاد که برای دور دوم ریاست جمهوری ایشون اتفاقات نا خوشایندی افتاد ؟

جنگ 33 روزه اسرائیل علیه حزب الله لبنان  . . .

به ناگاه اسرائیلی ها که تصمیم به برچیدن بساط حزب الله گرفتن با شکست سنگینی مواجه شدن و دست به تحقیق زدن .

در اینباره وزارت دفاع آمریکا موسوم به پنتاگون در یکی از نتایجی که اعلام آن به طور غیر رسمی صورت گرفت ، اعلام کرد

برنده این جنگ (33 روزه) ایران و بازنده آن ایالات متحده است

بنابراین اتفاق ، وزارت امور خارجه آمریکا مامور شد تا طرحی این بار علمی تر و با پشتوانه قوی تر از گذشته رو به دستور لابی صهیونیستی آمریکا معروف به آیپک آماده کند که دیگه این همه حوادث از آنجا نشات میگیره . حوادث تاسف بار پس از انتخابات ، توهین به نوامیس دینی شیعیان ، ربوده شدن دانشمند در سفر حج ، ترور دانشمندی دیگر تو روز روشن و . . . همگی از شکست خیبر وار اسرائیل در مقابل شیعیان واقعی امیرالمومنین در جنگ 33 روزه و بعد هم 22 روزه ریشه میگیره .

چه کار کنم که دشمنان خدا نمی فهمند خداوند ضمانت کرده پیروزی حزب الله رو و این اراده خداست نمیشه باهاش جنگید .

2- تصمیم گرفتم یه سری تغییرات در نگرش و رفتار خودم بدهم ( همینجوری ) :

قبلا به فکر کسانی بودم که اصلا من جایی در تصورات آنها نداشتم ،

قبلا برای کسانی که فکر میکردم دوستم هستم یه سری کارهایی رو انجام میدادم بعد وقتی ازشون کاری میخواستم میگفتن در توانم نیست یا باید مراحل قانونیش طی بشه (دوست اونیه که تو شرایط بی نیازیش از آدم دوست باشه)

قبلا پیگیره حال بعضی ها بودم که اصلا براشون فرقی نمیکرد من پیگیر باشم یا نه

قبلا فردی که رفتار خودش مذهبی نبود به خودش اجازه میداد من رو ( جلوی بقیه بی دلیل از همون رفتاری که خودش داره ) منع کنه و نصیحت کنه

ان شاء الله از این پس اینگونه نخواهد بود 

 

  
نویسنده : سعید ; ساعت ٦:۳۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٢ دی ۱۳۸۸


ریشه ای تر هم میتوان نگریست

مقدمه :

خوب توی یکی از پست های قبلی که الآن پاکش کردم اعتراض خودم رو نسبت به سکوت برابره بعضی آقازاده ها اعلام کردم اما تو قسمت نظرات به صبر توصیه شده بودم . . .

بفرمایید اینم نتیجه صبر . . .

 اصل مطلب :

الآن احتمالا خیلی ها از خودشون می پرسند چرا برخورد صورت نمی گیرد ؟ (حقم دارن)

عکس امام پاره شد ، گفتیم دیگه برخورد میشه ، نشد که هیچ نوبت توهین علنی نسبت به آل الله رسید . . .

اههههههههههههههههههه جالبه بازم برخورد نشد . . .

چون وقتی قرار شد حفظ آبرو بشه از آقا زاده ها و خانم زاده ها . . .

چون وقتی قرار شد حفظ آبرو بشه از خانواده آقای هاشمی رفسنجانی به هر قیمتی . . .

چون نمی خواهیم نخست وزیر سابق و رئیس مجلس اسبق پاشون به دادگاه باز بشه . . .

چون قوه قضائی سر تا پا رودروایسی تشریف داره و مطمئنه هرکسی رو بگیره تو دادگاه خواهد گفت م.ه و م.م و م .ک و . . .

و یا اگر کسی رو مثلا زندان یا اعدام کنه ، خانوادشون میرن به قاضی میگن (یا به دیگر مسئولین) که بچه ما رو مجازات کردین تشکر ، حالا بیزحمت مسببین اصلی رو هم بگیرین و مجازات کنین . . .

خوب بله اینم میشه نتیجش

این ثقل اصغر بود میترسم بابته این حلم و صبر قوه قضائیه ، که در اصل رفیق بازی و هزار تا کسافت کاری دیگه که به دلیل حرمت ایام (هرچند شکسته شد) از گفتنش معذورم ، میباشد ، دو روز دیگه نوبت ثقل اکبر هم برسد . . .

بعدم دلمون خوشه تو شناسناممون نوشته مسلمون . . .

جنابان آقایان هاشمی شاهرودی و آملی لاریجانی ، با ید طولای حوزوی ، تحویل بگیرید

داد زدن تو خیابون بی فایده است ای کاش قدری تربیت مذهبی داشتند مسئولین که برای خدا از عزیزانشون بیخود دفاع نکنن و اگر نه دویست سال دیگه هم بریم راهپیمایی همین آش جسارتا همینم کاسه اگر بدتر نشه تازه . . .

پ.ن : ای کاش همه دوربینهای عالم از من فیلمبرداری میکردن و همزمان 70 میلیون نفر تو صورت من تف میانداختن ولی حرمت آقام رو نمیشکستن

  
نویسنده : سعید ; ساعت ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۸ دی ۱۳۸۸